نه سیل است طوفان نوح است ویحک
من از نوح طوفان سخا میگریزم
این شعر به بیان احساسی از فرار و گریختن از وضعیتها و احساسات مختلف میپردازد. شاعر به طوفان نوح و مشکلاتی که از آن ناشی میشود اشاره میکند و میگوید که از شرایط سخت و ناپایدار میگریزد. او همچنین به حس حیا و شرمی که از جایگاه خود و نعمتهایی که دارد حس میکند، اشاره میکند و از این ناحیه هم در حال فرار است. شاعر خود را مانند سیمرغ میبیند که از آشیان خود به سوی کوه قاف پرواز میکند. با اشاره به غرق شدن در دریای نعمتها و بخششها، از فشاری که به او وارد میشود، میگوید و این احساس را به نوعی ناپاک بودن و شرم از عطاهای خداوند مرتبط میسازد. در نهایت، او از این سیل بخشش و سخاوت که او را غرق کرده است، میگریزد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه سیل است طوفان نوح است ویحک
من از نوح طوفان سخا میگریزم
ز ارجیش ز انعام صدر ریاست
ز فرط حیا بر ملا میگریزم
چو سیمرغ از آشیان سلیمان
سوی کوه قاف از حیا میگریزم
همه الغریق الغریق است بانگم
که من غرقهام در شنا میگریزم
نمیخواستم رفت ز ارمن ولیکن
ز طوفان بیمنتها میگریزم
خجل سارم از بس نوا و نوالش
کنون زان نوال و نوا میگریزم
به فریادم از بس عطای شگرفش
علیالله زنان از عطا میگریزم
رئیسم ز سیل سخا کرد غرقه
چو موران ز سیل سخا میگریزم