آرزو بود نعمتم لیکن
از خسانِ زَمَن نپذرفتم
در این شعر، شاعر به بیان آرزوهایش میپردازد و میگوید که اگرچه آرزوهایش نعمتی بوده، اما بخاطر کملطفی سرنوشت نتوانسته به آنها دست یابد. او از طرفی بیشتر از آنچه که به او داده شده خواسته، ولی زمانه نتوانسته این خواستهها را محقق کند و همچنین از آنچه که به او داده شده نیز راضی نبوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آرزو بود نعمتم لیکن
از خسانِ زَمَن نپذرفتم
بیش میخواستم زمانه نداد
کم همی داد من نپذرفتم