قطعات

شمارهٔ ۲۲۵ - در شکر عطای جاریه که پادشاه وقت به او کرده است

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خسروا خاقانی عذرا سخن هندوی توست

هندوئی را ترک عذرا دادی احسنت ای ملک

۲

او غلام داغ بر رخ عنبر درگاه توست

عنبری را در دریا دادی احسنت ای ملک

۳

خادمش گردند خاتونان خرگاه فلک

تا ورا خاتون یغما دادی احسنت ای ملک

۴

بر قراخان شب و آقسُنقر روز از شرف

در طغان شاهیش طغرا دادی احسنت ای ملک

۵

روی در دریای دولت، پشت بر کوه بقا

کز جوار حضرتش جا دادی احسنت ای ملک

۶

برگرفتی آب از خاک سیه خورشیدوار

راوقش کردی و بالا دادی احسنت ای ملک

۷

چون ز دارالظلم شروان ناتوانش یافتی

شربت عدلش مصفا دادی احسنت ای ملک

۸

چون غریبش یافتی چون عقل و چون عقل از جهات

خانهٔ بالاش ماوی دادی احسنت ای ملک

۹

ساختی کاخ سلیمان جای بانوی سبا

پس به دست مرغ گویا دادی احسنت ای ملک

۱۰

مرغ را دیدی که عنقا مهر و زال اندیشه بود

خانهٔ رستم به عنقا دادی احسنت ای ملک

۱۱

بهمن اسفندیاری کاخ رستم سیستان

سیستان را بهمن‌آسا دادی احسنت ای ملک

۱۲

خانه چون خلد است و من چون آدمم زیرا مرا

حور گندم‌گون حسنا دادی احسنت ای ملک

۱۳

نایب یزدان توئی امروز و چون یزدان مرا

خلد بخشیدی و حورا دادی احسنت ای ملک

بازگشت به سروده‌های خاقانی