باز به میدان ما فوج بلا بسته صف
پای فلک در میان رسم امان بر طرف
این شعر به توصیف دشواریها و محنتهای زندگی میپردازد. شاعر از تکرار مشکلات در زندگی و فقدان لذت واقعی صحبت میکند. او اشاره میکند که با وجود تلاشها، روح او هنوز در جستجوی معنا و شادی است. همچنین در مورد ارزشهای واقعی و دریافت متاع حقیقی زندگی تأمل میکند. او به نوعی به جستجوی الهام و کمک از وجودی برتر اشاره دارد و به رغم مشکلات، به امید و تلاش ادامه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باز به میدان ما فوج بلا بسته صف
پای فلک در میان رسم امان بر طرف
خرقه شکافان ذوق بیدف و نی در سماع
جبه فشانان شید تابع قانون دف
جان قدیم اشتها مانده همان ناشتا
وین تن حادث غذا معدن آب و علف
چیدم و دیدم تمام آبی و تابی نداشت
میوهٔ این چار باغ گوهر این نه صدف
گفتیم ای خود فروش خود چه متاعی بگو
گر بخری شب چراغ گر بفروشی خزف
بشنو و بوکن اگر گوشی و مغزیت هست
زمزمهٔ لو کشف لخلخهٔ من عرف
رهرو خاقانیا دوری منزل مبین
رو که مدد میکند همت شاه نجف