جان عطارد از تپش خاطر وحید
چونان بسوخت کز فلک آبی نماندش
این بیت شعر بیانگر حال و روان وحید است که از عشق و تپش خاطر جانش به شدت میسوزد و در نتیجه، جانش به آسمان میرود و در مقام عالیتری مانند عطارد قرار میگیرد. در اینجا، عشق و احساسات عمیق باعث تعالی و ارتقاء روح او به جایگاه بالاتر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان عطارد از تپش خاطر وحید
چونان بسوخت کز فلک آبی نماندش
جان وحید را به فلک برد ذو الجلال
تا هم فلک به جای عطارد نشاندش