قطعات

شمارهٔ ۲۰۴

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

منه غرامت خاقانیا نهاد فلک را

ببین فلک به چه ماند در آن نهاد که هستش

۲

فلک به مسخرهٔ مست پشت خم ز فتادن

ز زخم سیلی مردان کبود گردن پستش

۳

به شب هزار پسر جرعه ریخته به سرش بر

به روز مشعلهٔ تاب‌ناک داده به دستش

بازگشت به سروده‌های خاقانی