چون من خطر زدم به فراق از پی وحید
جان از پی وحید برآمد بدان خطر
شاعر به خاطر دوری از وحید، با خطر مواجه میشود و احساس میکند جانش به خاطر این دوری در حال خروج است. وقتی خبر مرگ وحید به او میرسد، جانش به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و گویی از بدنش خارج میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون من خطر زدم به فراق از پی وحید
جان از پی وحید برآمد بدان خطر
آمد به گوش من خبر جان سپردنش
جانم ز راه گوش برون شد بدان خبر