یکی دو زایند آبستنان مادر طبع
ز من بزاد به یکباره صدهزار پسر
شاعر در این شعر به زاد و ولد و اهمیت دختران و پسران میپردازد. او به طور تمثیلی میگوید که مادرش از وجود او و برادرانش صدها پسر زاده، اما به دنیا آمدن یک دختر نیز مانند یک نعمت بزرگ است. او دختر را مانند عروس دهر و بانوی کشور توصیف میکند و حتی خاطرنشان میکند که اگر دختر بمیرد، در بهشت مقام والایی دارد و اگر زنده بماند، به مسیح شباهت مییابد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که زادن دختر نیز پربرکت است و آرزو میکند که کاش مادرش او را نیز به دنیا نمیآورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی دو زایند آبستنان مادر طبع
ز من بزاد به یکباره صدهزار پسر
یکان یکان حبشی چهره و یمانی اصل
همه بلال معانی، همه اویس هنر
یگانهٔ دو سرا و سه وقت و چار ارکان
امیر پنج حس و شش جهات و هفت اختر
مرا چه نقصان گر جفت من بزاد کنون
به چشم زخم هزاران پسر یکی دختر
که دختری که ازینسان برادران دارد
عروس دهرش خوانند و بانوی کشور
اگر بمیرد باشد بهشت را خاتون
وگر بماند زیبد مسیح را خواهر
اگرچه هست بدینسان خداش مرگ دهاد
که گور بهتر داماد و دفن اولیتر
اگر نخواندی نعم الختن برو برخوان
وگر ندیدی دفن البنات شو بنگر
مرا به زادن دختر چه خرمی زاید
که کاش مادر من هم نزادی از مادر
سخن که زادهٔ خاقانی است دیر زیاد
که آن ز نه فلک آمد نه از چهار گهر