قطعات

شمارهٔ ۱۸۳

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آسمان داند که گاه نظم و نثر

بر زمین چون من مبرز کس ندید

۲

در بیانم آب و در فکر آتش است

آبی از آتش مطرز کس ندید

۳

ز آتش موسی برآرم آب خضر

ز آدمی این سحر و معجز کس ندید

۴

از دو دیوانم به تازی و دری

یک هجا و فحش هرگز کس ندید

بازگشت به سروده‌های خاقانی