ای امیر امرای سخن و شاه سخا
به سخن مثل عطارد به سخا چون خورشید
این شعر به ستایش فردی بزرگ و سخنور است که او را امیر امرای سخن و شاه سخا مینامد. گفتار او به زیبایی و روشنی عطارد و سخاوتش به درخشش خورشید تشبیه شده است. شاعر به این شخصیت به عنوان استاد سخن و سخا یاد میکند و حاتم طایی را که نماد بخشندگی است، به عنوان شاگرد او معرفی میکند. در اینجا، شاعر بیان میکند که همه افراد در عرصه سخن و بخشندگی، تحت تأثیر و امید به سخاوت و کلام او هستند و از او درخواست میکند تا به او چیزی عطا کند، به شیرینی سخنان او و سفیدی بختش.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای امیر امرای سخن و شاه سخا
به سخن مثل عطارد به سخا چون خورشید
توئی استاد سخن هم توئی استاد سخا
حاتم طائی شاگرد تو زیبد جاوید
میر میران توئی و ما همه رسمی توایم
رسمیان را به صخا و سخن توست امید
از سخای تو تمنا کنم آن چیز که هست
چون سخنهای تو شیرین و چو بخت تو سفید