ز رهنمون بدی نیک ترس خاقانی
که رهنمون چو بد آید رهت نمونه شود
این شعر درباره این موضوع است که انسان باید از راهنماییهای نادرست و بد فاصله بگیرد، زیرا این راهنما میتواند بر روی مسیر زندگیاش تأثیر منفی بگذارد. اگرچه ممکن است دیگران به این بدیها افتخار کنند، اما در واقع این افتخار میتواند باعث خجالت شود. حتی اگر از یک اصل نیک هم سرچشمه بگیرد، اعمال بد نمیتوانند خوب شوند. به عبارت دیگر، انسان تحت تأثیر محیط و افرادی که با آنها در ارتباط است قرار میگیرد و این میتواند باعث تغییر هویت او شود، مانند اینکه طلا در کنار نقره رنگ خود را از دست میدهد. در نهایت، تأکید بر این است که باید در شرایط سخت و آزمایشها مراقب بود تا هویت حقیقی خود را فراموش نکنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز رهنمون بدی نیک ترس خاقانی
که رهنمون چو بد آید رهت نمونه شود
اگرچه بد به حضور تو نیک فخر آرد
شعار فخر تو از عار باژ گونه شود
ز بد گهر همه نیک تو بد شود لیکن
به قول نیک تو فعل بدش نکو نشود
به رنگ خویش کنندت بدان نبینی آن
که زر به صحبت سیماب سیم گونه شود
وگر چنان که ز سیماب زر سپید شده است
ببین در آتش تا سرخ رو چونه شود