خاک بر سر پاش خاقانی و در خون خسب از آنک
زیر خاک است آنکه از خاکت به مردم کرده بود
در این ابیات، شاعر به فردی اشاره میکند که از خاک (یعنی انسان) به زندگی و مردم آمده، اما اکنون در خاک و مرده است. او همچنین به موضوع نسبت و اثبات اهمیت پدر و عم در زندگی اشاره میکند، به این معنی که خلاقیت و وجود انسان به پدرش بازنمیگردد، بلکه به عم (عمو) او مربوط میشود. در نهایت، شاعر از تقدیر و سرنوشت انسان سخن میگوید و به اندیشهٔ افول و زوال زندگی اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاک بر سر پاش خاقانی و در خون خسب از آنک
زیر خاک است آنکه از خاکت به مردم کرده بود
دعوی نسبت ز عم کن نز پدر زیرا تو را
عم پدید آورده بود ارنه پدر گم کرده بود