شب نباشد که آه خاقانی
فلک چنبری نمیشکند
این شعر به بیان درد و رنج انسانی میپردازد که در شب تاریکی از افسردگی و ناامنی رنج میبرد. شاعر میگوید که اگرچه وجود او و روزگار ممکن است به کینه و سختی ادامه یابد، اما با این حال، زیبایی و نیکی در سختیها نیز ممکن است وجود داشته باشد. او با مثال آبگینه و سنگ نشان میدهد که ممکن است از دل سختیها، زیباییها و چیزهای ارزشمند به وجود بیاید. به طور کلی، شعر به تضاد بین رنج و زیبایی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب نباشد که آه خاقانی
فلک چنبری نمیشکند
گرچه ار روزگار زاده است او
روزگارش به کینه میشکند
آبگینه ز سنگ می زاید
لیک سنگ آبگینه میشکند