خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند
شاعر در این ابیات به نقد حرص و طمع در انسانها میپردازد و نشان میدهد که چطور این صفات میتوانند به آسیب و زیان جانی منجر شوند. او با اشاره به اینکه انسانها به دنبال نان و آب هستند، هشدار میدهد که حرص و ولع میتواند جان را تهدید کند. همچنین به داستان کودکانی که به شکار ماهی میپردازند و خطراتی که در پی آن وجود دارد اشاره میکند. در نهایت، او سوال میکند که چگونه انسانها میتوانند به حرص و طمع گرفتار شوند، حتی در شرایطی که منابع طبیعی مانند ماهی در آب نیز موجود است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز
کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند
آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید
با آدمی مطالبهٔ نان همان کند
بس مور کو به بردن نان ریزهای ز راه
پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند
آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار
بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند
از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز
جان را ز حرص در سر کار دهان کند