ای که هر دم ز تبت خلقت
صد شتر بار مشک در سفرند
این شعر به توصیف زیبایی و تأثیرگذاری خالق و خلقت میپردازد. شاعر از بار سنگین مشکلات و چالشهایی که بر دوش اوست سخن میگوید و خواستار یک شتر است که بار او را به دوش بکشد. او همچنین به ارزش و هنر اشخاص اشاره میکند و از اینکه یاد محبوبش مانند جام جم (نماد زیبایی و حقیقت) در دل دیگران باقی مانده، سخن میگوید. در نهایت، شاعر در بیان مشکلاتش به همراهی یک شتر در سفر زندگی و برداشتن بار سنگینش اشاره میکند و از دشواریهایی که در این راه با آنها مواجه است، سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای که هر دم ز تبت خلقت
صد شتر بار مشک در سفرند
گردن اشتران دهی پر زر
به کسانی که سرور هنرند
تا تو اشتر سواری اندر فید
خار و حنظل به فید گلشکرند
پیش اشتر دلی چو خاقانی
یاد تو جز به جام جم نخورند
دوش در ره بماندهاند مرا
اشتری ده که زیر بار درند
اشتری ده ه بار من بکشد
ور فروشم به تازیی بخرند
ور بندهی دهمت صد دشنام
که یکی ز آن به اشتری نبرند