منصب تدریس خون گوید از آنک
فر عز الدین بوعمران نماند
در این اشعار، شاعر به اهمیت مقام و ارزش تدریس اشاره میکند و میگوید که مقام عزالدین بوعمران دیگر وجود ندارد. او همچنین اشاره میکند که حتی اگر فردی به اندازه سامری گاوی قدرت داشته باشد، باز هم مقام و جایگاه موسیابن عمران را ندارد. این نکته نشاندهندهی میدان وسیع علم و دانش و مقام معلمی است که در زمانههای مختلف قابل مقایسه نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
منصب تدریس خون گوید از آنک
فر عز الدین بوعمران نماند
شاید ار هر سامری گاوی کند
کب و جاه موسی عمران نماند