جهان را آه آه از دل برآمد
چو عزالدین بوعمران فروشد
در این شعر، شاعر از درد و عواطف عمیق خود صحبت میکند و از تبعید و سختیهایی که بر او و دیگران میگذرد سخن میگوید. اذعان میکند که در دل او نالههایی از عاشقان و کسانی که در مصیبت هستند، وجود دارد. همچنین به یاد موسی عمران اشاره میکند و میگوید که شبها ناله و افغان از دل برمیآید، مانند فریادهای موسی در روزگاران سخت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جهان را آه آه از دل برآمد
چو عزالدین بوعمران فروشد
برآمد هر شب افغان از دل طور
چو روز موسی عمران فروشد