پیشوای علما جامهٔ من
نز پی بیشی و پیشی پوشد
در این شعر، شاعر به موضوعات مختلفی مانند مقام و شرف، عشق و زیبایی میپردازد. او بیان میکند که پیشوای علمای دین، لباس زیبا و ارزشمندی میپوشد، اما هدفش از پوشیدن آن لباس نه تنها نمایش است، بلکه میخواهد با آن صفات خوب و نیکو را در خود بپروراند. شاعر به عشق و دلشکستگیاش اشاره میکند و از اینکه خواجه میداند دلش آزرده است، سخن میگوید. او همچنین به زیبایی آب که سمبل هنر و لطافت است اشاره دارد و میگوید که عیوب خاک را با وجود این هنر میتوان پوشش داد. در نهایت، شعر به تقابل میان زیبایی و زشتی و نحوهی کتمان آنها میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیشوای علما جامهٔ من
نز پی بیشی و پیشی پوشد
لیک خواهد که به پوشیدن آن
در تنم خلعت بیشی پوشد
کان قبا کز حبش آرند رسول
بهر تشریف نجاشی پوشد
خواجه داند که مرا دل ریش است
مرهمی بر سر ریشی پوشد
چه عجب آب که گنج هنر است
عیب خاک از سر خویشی پوشد