نیک بد رائی با خلق جهان
که بدی نیک سوی جانت رساد
این شعر دربارهی درک نیک و بد و تأثیرات آن بر زندگی انسان است. شاعر به خالق جهان اشاره میکند و میگوید که بدیها گاهی به جان نیکان آسیب میزنند. او از خداوند میخواهد که در دل او نور و پنهانی بگذارد و همچنین از آتش قلبش که ناشی از درد و رنج است، یاری بخواهد. در کل، شاعر احساس ناپایداری و درد در دل و نیاز به حمایت الهی را بیان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیک بد رائی با خلق جهان
که بدی نیک سوی جانت رساد
از تو نیکان را جز بد نرسید
که دعای بد نیکانت رساد
در پیت یارب پنهان من است
یارب آن یارب پنهانت رساد
آه خاقانی از آتش بتر است
یارب آن آتش سوزانت رساد