شب که مثال مه ذیالحجه دید
صورت طغراش ز مه برکشید
شاعر به وصف شب دهم ماه ذی الحجه میپردازد. او زیبایی ماه و نور آن را بیان میکند و میگوید که این شب، لحظهای است که حاجیان میتوانند به مکان مقدس خود برسند. در این شب، آفتاب و ماه به زیبایی یکدیگر را مینگرند و چشمهای انسانها نمیتوانند زیبایی این دو را از هم تفکیک کنند. در پایان، ابروی ماه که پنهان بوده، اکنون آشکار شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شب که مثال مه ذیالحجه دید
صورت طغراش ز مه برکشید
تا نهم ماه به طغرای ماه
حاج توانند به موقف رسید
چشم فلک بود مگر آفتاب
ماه نوش ابرو و کس میندید
چشم پدید آمده پنهان بماند
ابروی پنهان شده آمد پدید