هان ای زمانه دولت شاه اخستان نگر
کافاق را ز روستم زال درگذشت
این شعر به وصف عظمت و شکوه حکومت شاه اخستان میپردازد و همچنین از گذشت زمان و تغییرات آن در تاریخ سخن میگوید. شاعر بیان میکند که چگونه پادشاهی مانند منوچهر با ویژگیهای برجستهای از دیگران متمایز است و به نوعی برتر از دیگر شاهان زمانه خود است. او همچنین به شکستهای دشمنان و زوال قدرت آنان اشاره میکند و از نشانههای پیروزی و شکوه شاه اخستان صحبت میکند. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا و نمادین، عظمت و جلال دورهی خود را به تصویر میکشد و به اثرات عظیم تاریخ و سرنوشتها اشاره مینماید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هان ای زمانه دولت شاه اخستان نگر
کافاق را ز روستم زال درگذشت
آمد همای رایت شاهنشهی پدید
وز کرکس فلک ز پر و بال درگذشت
نعل سمند و افسر شروان شهان به قدر
از تاج قیصر و سر چیپال درگذشت
جان میکند نثار منوچهر از بهشت
بر شاه اخستان که ز امثال درگذشت
گر شابران بهشت ارم شد به عهد او
شروان به فرش از حرم امسال درگذشت
مهر شرف به صفهٔ شاه اخستان رسید
صفه ز هفت چرخ کهن سال درگذشت
آواز کوس عرش ز ایوان اخستان
بر آسمان ز دعوت ابدال درگذشت
جان عدو که بود ز سهمش نهفته حال
شد باز هفت دوزخ و در حال درگذشت
مسکین عدو که فال میزد به روز تنگ
روزش به آخر آمد و از فال درگذشت
تا شیر مرغزاری نصرت کمین گشاد
چاره ز دست روبه محتال درگذشت
اسکندر آمد و در یاجوج درگرفت
عیسی رسید و نوبت دجال درگذشت