قطعات

شمارهٔ ۷۸

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خطی مجهول دیدم در مدینه

بدانستم که آن خط آشنا نیست

۲

بر آن خط اولین سطری نبشته

که جوزا نزد خورشید سما نیست

۳

به جان پادشا سوگند خوردم

که نزد پادشاه جز پادشا نیست

۴

چو خاقانی نداند کاین چه سر است

جواب این سخن گفتن روا نیست

بازگشت به سروده‌های خاقانی