شکر انعام پادشا گفتن
نتوان کان ورای غایتهاست
در این ابیات، شاعر به بیان مفهوم شکرگزاری و محدودیتهای انسانی میپردازد. او میگوید که شکرگزاری از پادشاه (یا نعمتدهنده) کار آسانی نیست، زیرا نعمتهای او فراتر از حد و اندازههای معمول است. هر کسی نمیتواند به شیوهای درست از او شکرگزاری کند، چرا که مقام او برتر از آن است که بتوان به طور کامل آن را درک کرد. اگر چه شکرگزاری از نعمتهای او برای شاعر حائز اهمیت است، اما او احساس میکند که شکرش به اندازه کافی بیانگر خوبیهای او نیست و حتی ممکن است به خاطر نارساندن این شکر، از او شکایتهایی وجود داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شکر انعام پادشا گفتن
نتوان کان ورای غایتهاست
راه شکرش به پای هرکس نیست
که حدش زان سوی نهایتهاست
گرچه انعام او مرا شکر است
شکر او را ز من شکایتهاست