نسبت از علم گیر خاقانی
که بقا شاخ علم را ثمره است
این شعر از خاقانی به نوعی به اهمیت علم و دانش اشاره دارد و بر رویکردهای غلط در این زمینه انتقاد میکند. او میگوید که علم و دانایی درختی با ثمرات فراوان است و در نگاه علی، علم به عنوان یک ارزش فراوان محسوب میشود. خاقانی برای تمایز دانشمندان و جاهلان، به صفات و دانش پروردگاری اشاره میکند و بیان میکند که عالم بودن به معنای درک واقعیتها و دوری از جهل است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که در مکانی که علم و شناخت نیست، افراد میتوانند به راحتی گمراه شوند. خاقانی با استفاده از تشبیهات و مثلاً مقایسههای نجومی و طبیعی، به برتری معرفت و علم بر جهل میپردازد. در نهایت، او بر این باور است که در زیر ساختهای ظاهری و فریبنده، حقیقت و ارزش واقعی علم نهفته است و باید به آن توجه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نسبت از علم گیر خاقانی
که بقا شاخ علم را ثمره است
علوی را که نیست علم علی
نقش سود است هرچه بر شجره است
عالم است از صف عباد الله
جاهل از زمرهٔ هم الکفره است
عقل عالم نه سغبهٔ جهل است
خیل موسی نه سخرهٔ سحره است
شاه نشناسدت محل گرچه
سخنت زاد سفرهٔ سفره است
نزد مخدوم فضل تو نقص است
پیش مزکوم مشک تو بعره است
زان فرود غران نشانندت
که عطارد فروتر از زهره است
چه عجب زیر که نشیند آب
که زر زیف و آب سیم سره است
زیر دو نان نشین که شیر فلک
به سه منزل فرود گاو و بره است
زیرکان زیر گاو ریشانند
کل عمران فروتر از بقره است