آب حیوان مجوی خاقانی
که منوچهر خضر خو مرده است
در این شعر خاقانی، شاعر به ناراحتی و اندوهی اشاره میکند که ناشی از فوت منوچهر خضر خو است. او بیان میکند که زمان خوشی و نعمت به پایان رسیده و حالا دیگر نور و روشنی وجود ندارد. شاعر به وضعیت دردناک و فقدانی اشاره دارد که در آن راحتی و کرم دیگر وجود ندارد، زیرا هر دو مفهومی که زندگی و شادی را به همراه داشتند، رفتهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آب حیوان مجوی خاقانی
که منوچهر خضر خو مرده است
نوبت راحت و کرم بگذشت
تا چراغ کیان فرو مرده است
راحت آن روز رفت کو رفته است
کرم آن روز مرده کو مرده است