خاقانی بلند سخن در جهان منم
کزادی از جهان روش حکمت من است
این متن از شاعری به نام خاقانی است که به بلاغت و عمق معانی شهرت دارد. در این شعر، شاعر به بیان جایگاه و عظمت خود در جهان میپردازد و ادعا میکند که دانش و حکمت او از ویژگیهای برجستهاش است. او با تکیه بر قدرت کلام و نطقش، به جنگ با شیاطین و بدیها میرود. همچنین با اشاره به گنبد آسمان و وضعیت انسان در این دنیا، بر اهمیت وجود و هویت خود تاکید میکند. در انتها، به نصیحتی از خضر اشاره میکند که نباید احسان خواجه را نادیده بگیرد، چرا که او ولی نعمت اوست. به طور کلی، این شعر ترکیبی است از تقدیر از خود و اشاره به ارتباطات انسانی و معنوی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی بلند سخن در جهان منم
کزادی از جهان روش حکمت من است
ضرب الرقاب داد شیاطین آز را
این تیغ نطق کز ملکان قسمت من است
این گنبد فرشته سلب کآدمی خور است
چون دیو پیش جم گور خدمت من است
اسباب هست و نیست اگر نیست گو مباش
کاین نیستی که هست مرا حشمت من است
کی ماندم جنابت دنیا که روح را
گر یوسف است دلوکش عصمت من است
میخواستم که رد کنم احسان خواجه را
ز آن خواجگی که در بنهٔ همت من است
خضر از زبان کعبه پیام آورید و گفت
احسانش رد مکن که ولی نعمت من است