دارِ عزلت گزید خاقانی
که به از دارِ ملکِ خاقان است
این متن به زندگی خودکفایی و قناعت اشاره دارد. شاعر، خاقانی، به عزلت و فاصلهگیری از دنیا میپردازد و بر این باور است که زندگی در کنار خداوند و بر پایه قناعت بهتر از زندگی در دربارهاست. او میگوید که رزق و روزی انسان به فرمان خدا وابسته است و نمیتوان به کسی برای آن تکیه کرد. همچنین، او به داستان مورچهای که از سلیمان روزی نمیگیرد اشاره میکند تا نشان دهد که روزیدهنده اصلی خداوند است و باید به او اعتماد کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دارِ عزلت گزید خاقانی
که به از دارِ ملکِ خاقان است
خورش از مشربِ قناعت ساخت
که چو زمزم هم آبِ حیوان است
نبَرَد تا تواند اَندُهِ رزق
کاندُهِ رزق بر جهانبان است
عمر اگر بهرِ رزق موقوف است
رزق موقوف بهرِ فرمان است
نپذیرد ز کس حوالهٔ رزق
که ضماندارِ رزق یزدان است
مور را روزی از سلیمان نیست
که ز روزیدهِ سلیمان است