قطعات

شمارهٔ ۴۸

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من آن خاقانی دریا ضمیرم

کز ابر خاطرش خورشید برق است

۲

دبیری را توئی هم حرفتم لیک

شعارم صدق و آئین تو زرق است

۳

اگرچه هر دو خون ریزند لیکن

هم از جلاد تا فصاد فرق است

بازگشت به سروده‌های خاقانی