حوری از کوفه به کوری ز عجم
دم همی داد و حریفی میجست
مفهوم اصلی این شعر این است که سپردن جایگاه و منصبی که به طور دور از ذهنی با قابلیتهای فرد فاصله دارد حتماً دلیلی فراتر از ظواهر دارد. بایستی واقعبینانه تصمیم به پذیرش هر پیشنهاد گرفت و اصطلاحاً از هول حلیم در دیگ نیافتاد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حوری از کوفه به کوری ز عجم
دم همی داد و حریفی میجست
گفتم ای کور دم حور مخور
کو حریف تو به بوی زر توست
هان و هان تا ز خری دم نخوری
ور خوری این مثلش گوی نخست
که خری را به عروسی خواندند
خر بخندید و شد از قهقهه سست
گفت من رقص ندانم به سزا
مطربی نیز ندانم به درست
بهر حمالی خوانند مرا
کاب نیکو کشم و هیزم چست