دروغ است آنکه گوید این که در سنگ
فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت
این شعر به بررسی احساسات عمیق عشق و رنج ناشی از آن میپردازد. شاعر با استفاده از تمثیلهایی چون عقیق و سنگ به توصیف دلی میپردازد که به خاطر عشق سنگین شده است. او از دل آزمایی و افسوس میگوید و به وضوح نشان میدهد که عشقش او را به وضعیت سختی رسانده است. در نهایت، شاعر خفقان و درد دل را به تصویر میکشد و میپرسد که این دل جز رنج و غم چه چیزی میخواهد. شاعری که به شدت تحت تأثیر عشق قرار گرفته و این عشق او را به آزمونهای سختی وا داشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دروغ است آنکه گوید این که در سنگ
فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت
دل او هست سنگین پس چه معنی
که عشق او عقیق از اشک من ساخت
من از دل آزمائی دست شستم
که او در زلف آن دلبر وطن ساخت
به کرم پیله میماند دل من
که خود را هم به فعل خود کفن ساخت
کنون دل انده دل میخورد زانک
هلاک خویشتن هم خویشتن ساخت
ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل
جز آن کورا به محنت ممتحن ساخت