سیزده جنس نهاده است نبی
که همه مسخ شدند و همه هست
این متن به بررسی تحولات و مسخ موجودات و انسانها پرداخته است. شاعر به نقل از نبی میگوید که سیزده نوع موجود وجود دارد که همه به نوعی مسخ شدهاند. او مثالهایی از انواع موجودات میآورد، مانند خرسی که خاصیت خنثی داشت و فیل که به فسق پرست تبدیل شد. همچنین، اشاره میکند که گاوی که ابتدا خوب بود، در پایان به خوکی ناپسند بدل گشت. تمامی این موارد نشاندهنده این است که افراد و موجودات میتوانند در اثر شرایط و ذات خود به موجودات پستتری تبدیل شوند. شاعر همچنین به ظلم و طغیان در جامعه اشاره میکند و میگوید وقتی طبیعت فردی به سمت ناپاکی برود، ظلم و فساد بروز میکند. بدین ترتیب، متن به بررسی فساد اخلاقی و اجتماعی میپردازد و نشان میدهد که چگونه انسانها ممکن است در اثر طبع خود دچار انحطاط شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سیزده جنس نهاده است نبی
که همه مسخ شدند و همه هست
ز آن یکی خرس که بد خنثی طبع
دیگری پیل که شد فسق پرست
من خری دیدم کو مسخ نبود
خوک شد چون ز خری کردن جست
بود اول خر و آخر شد خوک
چون به بنگاه خسان دل دربست
سفلهای بود سفیهی شد دون
پشهای آمد و شد پیلی مست
بتر خلق بدی دان که به طبع
در بدی سفلهتر از خود پیوست
تا مقر ساخت به شه زور ظلم
چون دل از مولد کم کاست گسست
نیک بد گشت در این منزل بد
گرچه بد بود در آن، مولد پست
احمقی بود سیاهی در دل
ظالمی گشت سپیدی در دست
ظلم خیزد چو طبیعت شد حمق
درج آید چو دقایق شد شصت
چون پس از حمق عوان طبع شود
شهر زوری که به بغداد نشست