قطعات

شمارهٔ ۱۵

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گفتی از شاهان تو را دل فارغ است

دل ز شاهان فارغ است آری مرا

۲

والی ری کز خراسان رفتنم

منع کرد آن، نیست آزاری مرا

۳

گر شدن ز آن سو کسی را رخصه نیست

رخصه بایستی شدن باری مرا

۴

من به پیران خراسان می‌شوم

نیست با میران او کاری مرا

بازگشت به سروده‌های خاقانی