من که خاقانیم به منت شاه
پشت خم کردهام ز بار عطا
شاعر در این شعر به نعمتهای الهی و لطف شاه اشاره میکند. او خود را از خاقانیان میداند و به خاطر عطای شاه سر به زیر دارد. مانند میوهای که به خاطر بارش باران خم میشود، او نیز به فیض و رحمت خداوند و شاه شکرگزاری میکند. او در عین حال تأکید میکند که رزق و روزی را تنها از خداوند میداند و از نعمتهای او خرسند است. شاعر با اشاره به سجود آسمان و اشاره به خداوند، بر این نکته تأکید میکند که جود و انعام شاه تنها سبب رزق است و اصل و مسبب اصلی خداوند است. در پایان، او تأکید میکند که تکیهگاه او تنها خداست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من که خاقانیم به منت شاه
پشت خم کردهام ز بار عطا
شاخ را پشت خم کند میوه
هم ز فیض سحاب و بر صبا
شکر دارم که فیض انعامش
داد نان پاره و آبروی مرا
مرغ کابی خورد به کشور شاه
کند از بهر شکر سر بالا
من که نان ملک خورم به سجود
سر به زیر آرم از برای دعا
همه کس ز آسمان کند قبله
پشت گرداند از رکوع دوتا
و آسمان بر درش سجود آورد
گفت سبحان ربی الاعلی
جود شاه ارچه رزق را سبب است
لیکن آن را مسبب است خدا
حسب رزق از خدای دارم و بس
حسبنا الله وحده ابدا