مهمانسجت دروع مجد فیالسماء
حلق الدروع و شمسها حرباء
شاعر در این شعر به تمجید و ستایش از مقام و شأن یک شخصیت بزرگ و عالم میپردازد. او به زیباییهای علم و دانش اشاره میکند و نقش عالم را به عنوان راهنمایی برای مردم میشناسد. شاعر بیان میکند که قلبش به شدت تحت تأثیر این عالم قرار گرفته و به او ارادت دارد. همچنین، او به برکتهای الهی و فضل خداوند اشاره میکند که سبب شدهاند این علم و مقام برجسته به وجود بیاید. در انتها، شاعر به دوستی و محبت نسبت به این شخصیت اشاره کرده و از او به عنوان مولی و سید فضایل یاد میکند. شعر ترکیبی از ستایش علم، ارادت به استاد و تبیین مقام علمی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مهمانسجت دروع مجد فیالسماء
حلق الدروع و شمسها حرباء
لکن لی قلب کماء غائر
یشکو استمال الصخرة الصماء
قلبی لجسمی نقطة موهومة
فی نصف دائرة الحرف الیاء
انا افضل الدنیا ما اتی خاطری
الا بفضلالله ذی الالاء
فکذا الجلال مد علی بفضله
اعلی جلال الدین ذا العلیاء
اثنی علی الحبر الامام و انما
ار جوالبناء معطرا الارجاء
عمد الشریعة زبدة السادات العری
منقی الحقایق مفحم الفصحاء
علم الاعلام سیف اعلام الهدی
علامة الفضلاء و النظراء
خضر العلوم کلیم میقات التقی
روح البیان خلیل کل بناء
کالخضر ساد بنا کنز العلم بل
کالروح عاد بمهجة الاصداء
اعنی بنفح بیانه قد حاجزت
روح البیان بقالب الانشاء
هوقس ساعدة الایادی اخیر
بید الایادی ساعد الشعراء
اعواده طوبی و مجلس مجده
جنات عدن موعد العرفاء
طوبی لطوبی ان عدت کرسیه
فالعرش یحسده علی استعلاء
فی لفظة المعول ملح غله
ریح العشیق و ادمع العشقاء
الوعظ حلو تطیب بملحه
و الملح غیر مطیب الحلواء
لما اتانی زائرا صادقته
مولی الفضائل سید الفضلاء
قد ضاع فی امدی بر مرحی صورة
ازرت با زر عارئه الا زراء
مولی اخ و ان استشاط فقد
اولی فمولی بی لفرط ولاء
ما اعجبتنی عند ضؤ ضمیره
انوار سبعة انجم عداء