روزی که سر زلف چو چوگان داری
آسیمه دلم چو گوی میدان داری
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که همچون چوگان، زلفهایش فریبنده است و دل شاعر را به حالتی آشفته و ناآرام میکشاند. شاعر همچنین به شبهایی اشاره میکند که معشوق غم هجران را به دل میافکند و در چشم او جهان به صورت یک زندان جلوهگر میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزی که سر زلف چو چوگان داری
آسیمه دلم چو گوی میدان داری
آن شب که همی رای به هجران داری
آفاق به چشم من چو زندان داری