امروز به خشک جان تو مهمان منی
جان پیش کشم چرا که جانان منی
در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که امروز مهمان جان او است و برایش جان خود را تقدیم میکند. او از عشق و وابستگیاش به معشوق میگوید و ابراز میکند که برای دیدن او حتی حاضر است از دردها رنج ببرد، زیرا او درمان دردهایش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امروز به خشک جان تو مهمان منی
جان پیش کشم چرا که جانان منی
پیشت به دمی ز درد تو خواهم مرد
دردت بکشم بیا که درمان منی