خاقانی را همیشه بیغاره زنی
هم نیش به جان او چو جرّاره زنی
در این اشعار، شاعر خاقانی از درد و غم خود میگوید. او احساس میکند که زنی بیوفا به او آزار میزند و شاهد توهینها و نیشهای اوست. دلش به خاطر غم آن زن به شدت آسیب دیده و شفاف است که این غم به مانند شعلههایی آتشین بر وجودش تأثیر گذاشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی را همیشه بیغاره زنی
هم نیش به جان او چو جرّاره زنی
اندر غم تو دلم دو صد پاره شده است
صد شعله بر این دل دوصد پاره زنی