نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
کو تیغ که غسلها توان کرد بدوی
شاعر در این ابیات به احساس گناه و عذاب وجدان خود اشاره میکند و از دل خود میخواهد که از این حالت رهایی یابد. او به دنبال راهی برای پاک شدن و تفرج از این جنابت روحی است. تیغی که به آن اشاره میکند، نمادی از ابزاری است که میتواند او را از وضعیت نامطلوبش نجات دهد. در نهایت، او به جستجوی آرامشی میپردازد که بتواند نفس را از آلودگیها پاک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نفسم جنب غرامت است ای دلجوی
کو تیغ که غسلها توان کرد بدوی
جلاد منا!به آب آن تیغ دو روی
یک راه ز من جنابت نفس بشوی