بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی
ای برده مرا آتش تو آب از روی
این چهار بیت به بیان عشق عمیق و سوزان یک عاشق میپردازد. عاشق میگوید که از عشق معشوق حاضر است بر خاک کوی او سر بگذارد و مانند آتش که بر آب تاثیر دارد، تحت تأثیر عشق او است. او به شدت از درد و زاری ناشی از این عشق رنج میبرد و میگوید که تو لایق تمام این عشق هستی، اما نیازی به گفتن نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر سر کنم از عشق تو خاک همه کوی
ای برده مرا آتش تو آب از روی
من عاشق زار تو چنانم که مپرس
تو لایق عشق من چنانی که مگوی