تا زلف تو بربست به رخ پیرایه
بر عارض تو فکند مشکین سایه
در این ابیات، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که زلفهایش بر چهرهاش سایه افکنده و او را شبیه حوریان بهشت میداند. شاعر از معشوق میخواهد که راست بگوید چه کسی او را در این زیبایی یاری کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا زلف تو بربست به رخ پیرایه
بر عارض تو فکند مشکین سایه
ای حور جنان تو پیش من راست بگو
شیر تو که داده است، که بودت دایه؟