دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه
سیارهٔ اشک ریخت صد دلو آن ماه
در این ابیات، صبح فرارسیده و سیاره (به احتمال ماه) اشک میریزد. روز از زمانی که گرگ شروع به فعالیت میکند تا اینکه ناگهان روشنایی روز میآید. در این میان، یوسف با زیبایی و خوشبوییاش در چاه سیمین به تصویر کشیده شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دی صبح دمان چو رفت سیاره به راه
سیارهٔ اشک ریخت صد دلو آن ماه
روز از دم گرگ تا برآمد ناگاه
شد یوسف مشکین رسن سیمین چاه