خاقانی را خون دل رز دَردِه
دل سوخته را خام روان پز درده
در این ابیات، شاعر خواستههای دل سوختهاش را به تصویر میکشد. او از یک سو، خون دل را به گل رز تشبیه میکند و از سوی دیگر، درد و رنجهایش را بیان میکند. با این تعبیر، شاعر به گونهای احساسات عمیق و رنجهای درونیاش را نسبت به عشق و زندگی نشان میدهد. در واقع، او از دردها و آلام خود سخن میگوید و میخواهد آنها را در قالبی زیبا و صادقانه بیان کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی را خون دل رز دَردِه
دل سوخته را خام روان پز درده
آن آب دل افروز دل رز درده
صافی شده را دُرد زبان گز درده