خاقانی عمر گم شد، آوازش ده
دل هم به شکست میرود، سازش ده
خاقانی در این شعر به گم شدن عمر و صدای خود اشاره میکند و بیان میکند که دلش به شکست میرود. او از سوی دیگر به یک رابطه عاریتی اشاره میکند و از طرف مقابل میخواهد که به دنبال کارهایش باشد و نسبت به عمرش نافرمانی نکند. Overall, احساس ناامیدی و اندوه از گذر زمان و ناپایدار بودن زندگی در این شعر حس میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی عمر گم شد، آوازش ده
دل هم به شکست میرود، سازش ده
جان را که تو راست از فلک عاریتی
منت مپذیر، عاریت بازش ده