چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
میلم به می است و رطل مرد افکن تو
در این شعر، شاعر به زیباییهای معشوق و عشق عمیق خود اشاره میکند. او در عین حال که به گل و زیبایی آن و همچنین پرندهای که در دستان معشوقش است، توجه دارد، خود را در برابر احساساتش به مِی (شراب) و سرمستی توصیف میکند. شاعر به نوعی نشان میدهد که از این پس زندگیاش در ارتباط با معشوقش روشنتر و زیباتر خواهد بود و آنها به نوعی یکی خواهند شد، به طوری که وجود هیچکدام از دیگری جدا نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشمم به گل است و مرغ دستان زن تو
میلم به می است و رطل مرد افکن تو
زین پس من و صحرای دل روشن تو
من چون تو و تو چون من و من بی من تو