امروز به حالی است ز سودا دل من
ترسم نکشد بیتو به فردا دل من
شاعر امروز احساس افسردگی و دلتنگی دارد و میترسد که نتواند بدون معشوق خود فردا را تحمل کند. دل او به خاطر عشق و دلدادگیاش به معشوق به شدت آسیب دیده و از کنترلش خارج شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امروز به حالی است ز سودا دل من
ترسم نکشد بیتو به فردا دل من
در پای تو کشته گشت عمدا دل من
شد کار دل از دست، دریغا دل من