خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
جان خسته و دیده غرقه و دل بریان
در این شعر، خاقانی از دردهای پنهان خود میگوید و حالتی از خستگی و ناراحتی را توصیف میکند. او به مخاطب خود (که به او «ای جان» خطاب میکند) میگوید که جانش را به عنوان هدیه، و چشمش را به عنوان بشارت فرستاده و دلش را به قربان کرده است. این ابیات نشاندهنده عشق و فدایتاری اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی اگرچه دارد از درد نهان
جان خسته و دیده غرقه و دل بریان
اینک سوی وصل تو فرستاد ای جان
جان تحفه و دیده مژده و دل قربان