دل خون شد و آتش زده دارم ز درون
پیش آر میی چو خون که هست آتشگون
شاعر در این ابیات از احساس عمیق درد و رنجی که در درونش وجود دارد صحبت میکند. او با تصاویری از خون و آتش، نشان میدهد که این احساسات چقدر قوی و ویرانگر هستند. او به نوعی میگوید که دردش مانند آتش درونش شعلهور است و بین خون و آتش ارتباطی برقرار میکند که بیانگر حالتی پرتنش و عذابآور است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل خون شد و آتش زده دارم ز درون
پیش آر میی چو خون که هست آتشگون
می آتش و خون است فرو ریزم خون
آتش به سر آتش و خون بر سر خون