گفتی بروم، مرو به غم منشانم
تا دست به جان درنکند هجرانم
در این بیت، گوینده از معشوقش میخواهد که او را ترک نکند، زیرا غم و جدایی او را به شدت اذیت میکند. او اشاره دارد که جانش به لب آمده و در حال حاضر در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. در نهایت، از معشوق میخواهد که نرود تا بتواند جانی دوباره پیدا کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتی بروم، مرو به غم منشانم
تا دست به جان درنکند هجرانم
جانم به لب آمده است و من میدانم
هان تا نروی تا نه برآید جانم