گر هیچ به بندگیت درخور باشم
در شهر تو سال و مه مجاور باشم
در این اشعار، شاعر از عشق و وابستگی خود به محبوب سخن میگوید. او بیان میکند که اگر شایسته بندگی محبوب باشد، دوست دارد در شهر او سالها زندگی کند. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که عشقش آنقدر عمیق است که اگر به کعبه برگردد، احساس میکند که کافر است، زیرا تمام وجودش معطوف به محبوبش است. در واقع، حضور محبوب برای او ارزش بیشتری از هر مکان مقدسی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر هیچ به بندگیت درخور باشم
در شهر تو سال و مه مجاور باشم
شروان ز پی تو کعبه شد جان مرا
گر برگردم ز کعبه کافر باشم