روز از پی هجر تو بفرسود دلم
شب در پی روز وصل نغنود دلم
شاعر در این بیتها از احساسات خود نسبت به معشوق صحبت میکند. او میگوید که در روزهای جدایی از معشوق، دلش پریشان و خسته است و تنها در شب، زمانی که به وصال میرسد، آرامش مییابد. به عبارتی، روزها سختی و مشقت را به همراه دارند، اما شبها با وجود معشوق، دل او آرام میگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روز از پی هجر تو بفرسود دلم
شب در پی روز وصل نغنود دلم
بس روز که چون روز روان بود دلم
تا با تو شب شبی بیاسود دلم